دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
شهيد ثاني؛‌ باران رحمتي از آسمان بر زمين
 
در تاریخ فقاهت شیعه، دو تن از عالمان دین به شهید، شهرت یافته اند: یکی محمّدبن جمال الدین مکی عاملی مولف کتاب گران سنگ لمعه، که شهید اول لقب گرفت و دیگری زین الدین علی بن احمد شامی عاملی که به شهید ثانی مشهور گردید.

در احولات شهید ثانی آمده است که شیخ بهایی از پدر خویش ـ که شاگرد شهید بوده ـ نقل کرده است که روزی نزد شهید رفته و او را در تفکری عمیق دیده است. از شهید پرسیده: چه چیزی شما را به تفکر واداشته است؟ ایشان در جواب گفته اند: خواب دیدم سید مرتضی مهمانی بزرگی بر پا و همه علمای شیعه را دعوت کرده است، وقتی وارد شدم سید از جای برخاست و به من فرمود: بفرمایید در کنار محمّدبن مکی (شهید اول) بنشینید. من نیز در کنار او نشستم. پس از آن از خواب برخاستم. گمان می کنم که شهید ثانی ام.

زادروز شهيد ثاني

زين الدين علي بن احمد شامي عاملي در روز سيزدهم شوال سال 911 هجري قمري،‌در دهكده جبغ واقع در منطقه كوهستاني جبل عامل در جنوب لبنان، متولد شد؛‌ جايي كه تبعيدگاه ابوذر غفاري بود و از همين رو سابقه فضيلت و جهاد را به دوش مي كشيد. در اين شهر دانشمنداني چون شيخ بهايي،‌محقق ثاني، علامه سيد محسن امين و سيد عبدالحسين شرف الدين عاملي زندگي مي كرده اند. پدر زين الدين، نور الدين علي از فضلاي زمان خود بود.

سلسله الذهب

خاندان شهيد ثاني را "سلسله الذهب" نام نهاده اند چرا كه از بزرگان علم و ادب به شمار مي رفتند؛ حسن فرزند شهيد از دانشمندان بزرگ شيعه و مولف كتاب معروف "معالم الاصول" در اصول فقه است كه در اين زمان نيز از كتب درسی حوزه های علميه به شمار می رود.

دانشمند و فقيه معروف "سيد محمد علی عاملی" نوه دختری شهيد ثانی است. كتاب "مدارك" وی از كتب معتبر فقهی و از اهميت بالايی برخوردار است. فرزند و نوه شهيد ثانی به موجب اهميت اين دو كتاب، در حوزه های علميه با عنوان "صاحب معالم" و "صاحب مدارك" نام برده می شوند.

از دودمان شهيد ثانی دانشمندانی بزرگ و چهره هايی نورانی برخاسته و خدمات بزرگ و ارزنده ای به اسلام و فرهنگ اسلامی نموده اند. كسانی كه در زمان ما از شهرتی جهانی برخوردار بوده و برخی از آنان همچون خود "شهيد ثانی" سرانجام در راه مكتب تشيع و عشق به خاندان پيامبر صلی الله عليه و آله جان بر سر اهداف و آرمان های اسلامی خود نهاده و شربت شهادت نوشيده اند. شهيد سيد محمد باقر صدر و خواهر شهيدش "بنت الهدی" و امام موسی صدر از آخرين گل های سرخ اين باغ سر سبز شهادت بودند.

تحصيلات و سفرهاي شهيد ثاني

شهيد ثانی در نه سالگی پس از آنكه روخوانی قرآن مجيد را فراگرفت، تحصيلات خود را آغاز كرد. نخستين معلم وی پدرش علی بن احمد عاملی بود كه شهيد، ادبيات عرب و كتاب های "مختصر النافع" تاليف محقق حلی و "اللمعه الدمشقيه" از محمد بن مكی "شهيد اول" و برخی كتاب های ديگر را از محضر وی فرا گرفت. در سال 925 قمري به سوگ پدر نشست و پس از آن ناچار براي ادامه تحصيل به روستای "میس" از جبل عامل رفت و هشت سال نزد شیخ علی بن عبدالعالی میسی دوره فقه را فرا گرفت .

سال 933 قمری شهيد ثانی جوانی 22 ساله بود. هشت سال بود كه با جديت تمام و كوشش شبانه روزی و خستگی ناپذير، نزد شوهر خاله خود به تحصيل اشتغال داشت و در اين مدت از دانشی وسيع و علومی سرشار برخوردار گرديده بود. در همين ايام با دختر خاله خود كه دختر استادش علی بن عبدالعالی بود ازدواج كرد و زندگی مشترك خويش را آغاز نمود. وي در همين سال "ميس" را به قصد "روستای كرك نوح" ترك كرد. وی در آنجا به محضر دانشمند و محقق عاليقدر "سيد بدرالدين حسن اعرجی" شتافت و حدود يك سال نزد وی به شاگردی و بهره وری علمی پرداخت اما ديری نگذشت كه استاد وی ديده از جهان فرو بست و شهيد ثانی را در غم هجران و فراق خويش نشاند و از ادامه تحصيل در خدمت او محروم ساخت.

شهيد پس از درگذشت استادش (سال 934 ق.) ناگزير به زادگاه خود "جبع" بازگشت ولی در آنجا هم از كوشش باز ننشست و پيوسته به مطالعه و مذاكره و تحقيق و بررسی كارهای علمی اشتغال داشت. همچنين به مسئوليت های اجتماعی و دینی و موعظه و ارشاد مردم زادگاهش می پرداخت و آنچه را از قرآن و معارف اسلامی آموخته بود، با كمال تواضع نثار هموطنان خويش می نمود و آنان نيز متقابلا سخنان وی را با گوش جان خريده، از محضر پر فيضش بهره می بردند.

عطش سيراب ناپذيری شهيد ثانی نسبت به دانش فلسفه و حكمت و كسب معارف والای اسلامی وی را در سال 937 ق به شهر بزرگ و تاريخی "دمشق" كشانيد. دمشق در روزگار شهيد ثانی از نظر مركزيت علمی موقعيت بسيار خوب و ممتازی داشت. شهيد در آن شهر از محضر محقق و فيلسوف "شمس الدين محمد بن مكی" علوم طب و هيئت و فلسفه و... را آموخت و برخی دانشهای ديگر را از استادان ديگر دمشق فرا گرفت. او پس از تحصيل در دمشق به زادگاه خود بازگشت و چند سالی را در آنجا به سر برد و بار ديگر در سال 942 ق برای ادامه تحصيلات به دمشق رفت و مدت يك سال ديگر در اين شهر به فراگيری دانش و تحقيق و كنكاش علمی پرداخت.

آنگاه از دمشق رهسپار كشور مصر گشت و به قاهره رفت تا با شخصيتهای علمی قاهره نيز ديدار كند و با مجامع علمی و روش تدريس و رشته های دانش سرزمين اهرام آشنا شده، بهره هايی نيز در خدمت دانشمندان برجسته مصر ببرد. گفتنی است كه در اين سفر دو تن از شاگردان شهيد ثانی به نام شيخ حسين عبدالصمد (پدر شيخ بهايی) و پسر عموی او علی بن زهره جبعی نيز همراه او بودند.

شهيد در تاريخ 17 شوال 943 ق. مصر را همراه با دو شاگردش به قصد مكه و زيارت خانه خدا ترك گفت. او روزها به عشق كعبه دلها، خانه خدا، در بيابان های داغ و سوزان مصر و حجاز راه پيمود و از ميان سنگها و خارها گذشت تا به سرزمين وحی رسيد و در آن سال توفيق يافت در مراسم حج و عمره شركت كند و خانه خدا را كه سخت در اشتياق آن بود برای نخستين بار زيارت نمايد.

شهيد پس از انجام مراسم حج و زيارت خانه خدا سر از پای نشناخته، رهسپار كوی دوست و حرم محبوبش پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله در مدينه منوره گرديد و پس از زيارت قبر پيامبر صلی الله عليه و آله به زيارت ائمه بقيع عليهم السلام رفت و آنگاه خرسند و شاكر از آن همه توفيق علمی و معنوی كه نصيب وی گشته بود به وطن بازگشت.

بازگشت به وطن

شهيد ثانی پس از سفرهای علمی و زيارتی خود به شهرهای دمشق، قاهره و مكه و مدينه كه دو سال به طول انجاميد، سرانجام در سال 944 ق به زادگاه خود "جبع" بازگشت.بازگشتی كه كوله باری از دانش و تجربه و معلومات و خرمنی از نور را به همراه داشت و شهيد اين همه را به مدد توفيقات الهی و تلاشهای خستگی ناپذير خويش كسب كرده و برای هموطنان خود به ارمغان آورده بود.

در اين تاريخ آوازه دانش و مقام بلند شهيد ثانی در بيشتر سرزمين های اسلامی پيچيده بود و مردم جبل عامل مشتاق ديدار با او بودند، "ابنعودی" شاگرد دانشمند شهيد می نويسد: "بازگشت شهيد ثانی به وطن مانند باران رحمتی بود كه از آسمان نازل شده باشد. او با آمدن خود دلهای مرده از جهل را با دانش وسيعی كه اندوخته بود، زنده كرد. صاحبان علم و فضل دور او را گرفته، دانشمندان آن ديار همچون تشنگانی كه بر سرچشمه پاك و زلالی رسيده باشند به سوی او هجوم آوردند تا جان و روح خويش را از سرچشمه پاك و زلال دانش گوارای وی سيراب سازند. گويی درهای دانش پيش از آمدن شهيد بسته بود و با آمدن او اين درها گشوده گشت و بازار كساد دانش از نو رونق گرفت و فعاليت و جنب و جوش خويش را باز يافت. فروغ دانش و معنويت او همه جا را روشن ساخت و زنگار جهل و نادانی و بی خبری را از دل ها زدود."

بر كرسي استادي

شهید ثانی همان گونه که از دانش استادان بسیار، گنج های فراوان برده است، از گنجینه خویش که ثمره سال ها رنج و تلاش اوست، بهره های فراوان رسانده و شاگردان بی شماری تربیت کرده است که شماری از آنها، از مشهورترین دانشمندان جهان اسلام به شمار می روند. شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی فقیه عالی قدر و پدر شیخ بهایی اولین شاگرد شهید بود که در برخی سفرها همراه وی بود. از ديگر شاگردان وي مي توان به اين افراد اشاره كرد :

1- سيد نورالدين علی عاملی جبعی (پدر صاحب مدارك كه داماد شهيد بوده است)
2- سيد علی حسينی عاملی جزينی (مشهور به صائغ)
3- محمد بن حسين ملقب به حر عاملی مشغری (جد پدری صاحب وسائل الشيعه).
4- بهاءالدين محمد بن علی عودی جزينی (معروف به ابن عودی).

مكتوبات شهيد ثاني

شهيد ثانی نويسنده ای زبردست و بسيار پر كار بود و با اطلاعات علمی وسيعی كه در علوم مختلف بويژه در فقه داشت توانست در مدت عمر كوتاه خود (55 سال) آثار علمی و بسيار ارزنده ای را در موضوعات مختلف به جامعه و فرهنگ اسلامی عرضه بدارد و بر ميراث پر بار اسلامی بيفزايد. شهيد بيش از هفتاد كتاب و رساله در موضوعات گوناگون نوشته است كه دو كتاب "شرح لمعه" و "مسالك" وی در فقه، و "منيه المريد" در اخلاق و تعليم و تربيت از جمله مهمترين آنهاست.

كتاب های ذيل نيز از جمله آثار معروف وی می باشد:
اسرار الصلوه، البدايه فی الدرايه، البدايه فی سبيل الهدايه، تمهيدالقواعد الاصوليه و العربيه، حاشيه ارشاد، حاشيه تمهيد القواعد، حاشيه القواعد، حاشيه مختصر النافع، رساله فی صلاه الجمعه، روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان، كشف الريبه عن احكام الغيبه، مسالك الافهام فی شرح شرايع الاسلام و دهها اثر ديگر.
خاطرات ماندگار

شهید ثانی، خاطرات و زندگی نامه ای از خود نوشته است و یکی از شاگردان معروفش به نام ابن عودی متن آن را در کتاب خود که در احوالات شهید ثانی نوشته (بغیه المرید فی الکشف عن احوال الشهید)، آورده است. وی کتاب خویش را در ده فصل نگاشته، ولی در طول زمان از بین رفته و فقط سه فصل نخست آن باقی مانده است. اگرچه این امر سبب شده تا از احوالات شهید کم تر بخوانیم و اندک بنویسیم؛ ولی اندیشه او، در سینه ره پویان دانش تا ابد ماندگار است.

مرجعيت عام

شهید ثانی، پس از اقامت در بعلبک، با بار سنگین دانشی که در سینه داشت، زعامت امت اسلام را پذیرفت و مرجعیت عام یافت. دانشمندان فرزانه و فضلا از شهرهای دور و نزدیک برای استفاده از دریای بی کران علم او به سویش شتافتند. شهید در این شهر، برنامه درسی جامعی را آغاز کرد، به این معنا که چون به مذاهب پنج گانه جعفری، حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی احاطه علمی وسیع داشت، شاگردان بسیاری در حلقه درسی او حاضر می شدند. عموم مردم نیز بر اساس مذهب خویش از محضر او سؤالات دینی خود را می پرسیدند و شهید پاسخ هر کدام را بر اساس مذهب ایشان به درستی می داد. از این رو دامنه مرجعیت ایشان بسیار گسترده بود.

شهید مطهری اندیشمند معاصر، درباره شهید ثانی چنین می گوید: "شیخ زین الدین، معروف به شهید ثانی از اعاظم فقهای شیعه است. مردی جامع بوده و در علوم مختلف دست داشته است. اهل جبل عامل است. جد ششم او "صالح" نامی است که شاگرد علامه حلی بوده است... . شهید ثانی در سال 911 ق متولد شده و در سال 966 ق شهید شده است. مسافرت زیاد کرده و اساتید زیاد دیده است. به مصر و دمشق و حجاز و بیت المقدس و عراق و استانبول مسافرت کرده واز هر خرمنی خوشه هایی چیده است. تنها، اساتید سنی (اهل سنت) او را دوازده تن نوشته اند و به همین جهت مردی جامع بوده است. علاوه بر فقه و اصول، از فلسفه و عرفان و طب و نجوم هم آگاهی داشته است. فوق العاده زاهد و متقی بوده است. شاگردانش نوشته اند: که شب ها به هیزم کشی برای اعاشه خاندانش می رفت و صبح به تدریس می نشست. مدتی در بعلبک به پنج مذهب (جعفری، حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی) تدریس می کرده است".

تواضع و تقوي شهيد ثاني

شهید ثانی در زهد و تقوا و طهارت، به بالاترین درجات معنوی و در دانش به والاترین جایگاه معرفت دست یافته بود. به گفته بعضی از بزرگان، او قله های بلند علم و عرفان را فتح کرده بود. آیت اللّه محمّدباقر خوانساری دانشمند بزرگ قرن 19 ق و مولف کتاب شریف روضات الجنات درباره ایشان می گوید: "تا این زمان که سال 1263 ق است من هیچ کس را سراغ ندارم که در بزرگواری، عظمت شأن، مقام والا، خوش فهمی، سلیقه نیکو، سعه صدر، بلندپایگی، تیزهوشی، عزم استوار، شیوه صحیح تحصیلی، بسیاریِ استادان، طبع ظریف، معنویت در کلام، و کامل و بی عیب و نقص بودن تألیفات، به پایه شهید ثانی رسیده باشد.

شهید ثانی در اوج شهرت علمی و محبوبیت اجتماعی قرار داشت. هر روز بر سیل مشتاقان علم و اخلاقش افزوده می شد، برخی برای دوستی و گروهی برای شاگردی گرد او حلقه می زدند. اما با این همه بزرگی و شوکت، بسیار فروتن بود؛ چهره ای گشاده، لبانی خندان و جاذبه ای وصف ناپذیر داشت. برای خرید منزل، خود به بازار، و برای تهیه سوخت به صحرا و جنگل می رفت. به نرمی سخن می گفت و کلماتی دل نشین بر زبانش جاری می شد و همگان را شیفته شعور خویش کرده بود.

شهادت زين الدين علي بن احمد شامي عاملي

از شیخ بهایی رحمه الله نقل شده است که روزی شهید ثانی و پدر شیخ بهایی (شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی) از کنار ساحل مدیترانه (در استانبول) می گذشتند. وقتی به مکانی رسیدند که بعدها قتلگاه شهید شد، ناگهان رنگ چهره شهید ثانی تغییر کرد و مانند کسی که در برابر رویدادی بزرگ و ناگهانی قرار گرفته باشد، حالتی خاص به او دست داد. وقتی از علت آن سؤال شد، گفت: در این مکان مرد بزرگی کشته می شود، پس از مدتی، خود ایشان در همان جا به شهادت رسید.

شهادت شهيد ثانی بنابر آنچه محدث بزرگ اسلامی شيخ حر عاملی در كتاب خود "آمل الامل" آورده بدين صورت بوده است كه: روزی دو نفر برای قضاوت و حل موضوعی كه با هم اختلاف داشتند، نزد شهيد می روند و شهيد ثانی - عليه الرحمه - هم نظر خود يعنی حكم شرعی و فقهی آن را بيان می نمايد. روشن است كه به قول معروف هيچ وقت دو نفر كه به نزد قاضی رفته اند هر دو راضی بر نمی گردند. بالاخره يكی حاكم و ديگری محكوم می گردد. در اينجا فردی كه قضاوت و حكم شهيد عليه وی تمام شده بود با ناراحتی زياد به سراغ قاضی شهر "صيدا" می رود كه فردی بسيار متعصب و سياه دل و از قاضيان درباری به نام "معروف" بود. او در آنجا از شهيد ثانی و نحوه قضاوت وی شكايت می كند. قاضی معروف هم ماموری را برای دستگيری شهيد به "جبع" می فرستد اما او موفق به دستگيری شهيد نمی شود.

از اين سبب نامه ای به سلطان روم (عثمانی) می نويسد و در آن نامه يادآور می شود كه در اينجا مردی شيعی مذهب پيدا شده و از مرام و مكتب تشيع تبليغ می كند و مردم را گمراه می كند! سلطان سليم هم ماموری را برای جلب و دستگيری شهيد به زادگاه او "جبع" می فرستد و از وی می خواهد تا شهيد ثانی را زنده نزد وی ببرد. شهيد ثانی پس از اطلاع از اين موضوع صلاح می بيند مدتی از "جبع" دور شود و مخفيانه زندگی كند.

بنابراين به طور ناشناس به سوی مكه حركت می كند اما ماموران در بين راه به وی دست می يابند و او را دستگير می كنند و از وی می خواهند تا همراه آنها به اسلامبول (مركز حكومت عثمانی) برود. شهيد ثانی از ماموران درخواست می كند اجازه بدهند وی سفر ناتمام خود را به پايان برده، برای آخرين بار كعبه دلها و قبله آمال، خانه خدا را زيارت كند و حجه الوداع خويش را به جای آورد. آنگاه همراه آنان به هر كجا می گويند برود. ماموران درخواست وی را پذيرفته، شهيد، خانه خدا را زيارت می كند و بعد به سوی اسلامبول حركت می كنند.
وقتی به دهكده ای به نام "بايزيد" در نزديكی قسطنطنيه (اسلامبول) می رسند، در بين راه پيش از آنكه وارد شهر شوند مردی به آنان برخورد می كند و گويا با مامور دستگيری شهيد سابقه آشنايی داشته است. او با مامور درباره شهيد گفتگو می كند كه كيست و چه كاره است و او را به كجا می برد. آن مامور هم ماجرا را برای وی بيان می كند. آن فرد شيطان صفت و ديو سيرت در گوش مامور زمزمه می كند كه اگر شهيد ثانی را زنده به درگاه سلطان ببرد به موجب كوتاهی و سهل انگاری كه نسبت به دستور سلطان داشته است (اجازه دادن به شهيد برای زيارت خانه خدا) مواخذه می گردد. افزون بر اين او در آنجا (اسلامبول) دوستان و يارانی دارد كه ممكن است در بين راه يا هنگام ورود به شهر وی را شناخته، او را از چنگ وی آزاد كنند، و تازه جان خود مامور نيز در معرض خطر قرار می گيرد. بنابراين بهتر است او را همانجا كشته، سر وی را نزد سلطان ببرد.

آن مامور سنگدل و سياه دل نيز تسليم سخنان شيطانی آن فرد می شود و همانجا در كنار دريا آن فقيه بزرگ و عالم ربانی و مرد خدا را به شهادت می رساند و دست ناپاك خود را به خون يكی از بهترين و پاك ترين فرزندان اسلام و قرآن آلوده می سازد. سپس سر مبارك شهيد را از تن جدا كرده، در ظرفی نهاده، روانه درگاه سلطان سليم می گردد و پيكر پاك و مطهر شهيد را همانجا روی خاك در ساحل دريا رها می نمايد.

گفته شده در آن شب گروهی از تركمن ها كه در آن نواحی بودند، می بينند انواری از آسمان پايين می آيد و بالا می رود! پس از جستجو به پيكر بی سر و غرقه به خون شهيد ثانی بر می خورند و بدون اينكه آن را بشناسند و هويت او را تشخيص دهند، آن بدن پاك را همانجا به خاك سپرده، گنبد كوچكی نيز بر مزار او می سازند.

آن مامور و قاتل جنايتكار نيز وقتی به دربار عثمانی می رسد به جای پاداش به سبب تخلف از دستور سلطان سليم كه به وی سفارش كرده بود شهيد را زنده نزد وی بياورد، بی درنگ به سزای جنايت بزرگ خود رسيده، اعدام می گردد.

منبع : سامانه اطلاع رساني ديني استوا

   
Code : 5270

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 3188 تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه، 31 شهريور 1389 04:00:46
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®