دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
نقش رسانه در برابر فعالیت‌های دینی؛
چراغ‌هایی که خاموشند
 
در روزگاری که تعداد گل‌های زده و نزده یک بازی نه چندان مهم و تاثیرگذار دنیای فوتبال بارها و بارها از طرق مختلف بررسی و بازبینی می‌شود، چند رسانه وجود دارد که درد دین خود را فریاد کند و دم از گل‌های خورده مدیران و سازمان‌های دینی بزند؟

چهارمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال فرصتی شد تا نگاهی دوباره به رسانه‌های مدرن و امروزی انداخته‌شود و باز هم بیش از پیش جای خالی رسانه‌های دینی نمایان شود. این روزها تب رسانه‌های مدرن همه ما را در خود گرفته و هر کسی سعی می‌کند به نوعی حضور خود را در این فضا تثبیت کند. متاسفانه در این آشفته بازار کمتر رسانه‌ای را می‌توان یافت که درد دین و دغدغه دینی دلیل حضورش در فضای اطلاع رسانی باشد.

سال‌های بعد از انقلاب اسلامی به دلیل شکل گیری نهضتی دینی، تا مدت‌ها در زیر و بم مسایل جاری فردی و اجتماعی و البته سیاسی و فرهنگی، دین جریان داشت و بعد با وقوع دفاع مقدس 8 ساله این جریان تا سال‌های بعد نیز ادامه داشت. با شروع دوران سازندگی و سپس دوران اصلاحات، مدیریت اجرایی کشور به سمت رسیدگی به امور دنیایی کشور حرکت کرد -که البته اگر در چارچوب خدمت گزاری به ملت و مردم باشد بسیار نیکو و پسندیده است. چنان که در بسیاری مواقع چنین بود و شد.- آنچه در این میان شکل گرفت تغییر نگاه برخی افراد بود که کم کم تغییر وضعیت می‌داد و تصور جدایی دین از سیاست، اقتصاد، معیشت و دیگر شئون زندگیشان رخ می‌نمود. چنان این تصور جلو رفت که طی سال‌های اخیر بعضی ضمن ادای احترام، دین را کاملا دستورالعمل فردی برای رسیدن شخص به سعادت می‌دانند و شانی در امور اجتماعی برای دین و نکات دینی قایل نمی‌شوند؛ مگر در زمان امام معصوم عجل الله تعالی فرجه الشریف. البته اگر می‌توانستند چنین شانی را نیز منکر می‌شدند.

باری با رسوخ تصوری چنین در میان برخی از مدیران، مسیر حرکت فرهنگی نیز تغییر کرد و همانگونه که سازمان‌ها و ادارات دولتی و نیمه دولتی در راستای خدمتگذاری بیشتر! تمایل به ساخت و ساز نوین و انتقال به ساختمان‌های شیک و مدرن پیدا کردند و مدیران از اتاق‌های و ساختمان‌های لوکسشان بیرون نرفتند مگر با خودروهای آخرین مدل و گرانقیمتشان؛ فرهنگ نیز مدرن و شیک شد.

همینجا تذکر دهم که قصد نگارنده اصلا بازگشت به دوران حجر و تولید دوباره چرخ و این قبیل مسایل نیست و اتفاقا معتقدم که "ان الله یحب ان یری اثر نعمته علی عبده"، خداوند متعال دوست دارد که اثر نعمتش را بر بنده خود ببیند. اما نعمت! احتمالا نعمت مدیران در حکومت اسلامی خدمتگزاری خلق خدا است و اثرش افتادگی و خدمت بیشتر است و نه تجمل و غیره... بگذریم.

عرض شد که تغییر نگاه کم کم به مدیریت فرهنگی هم رسید و در نتیجه فرهنگ هم ادبیاتی نوین در روند مدیریتی این روزگار پیدا کرد. رسانه‌ها نیز با همین ادبیات از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند. مروری کوتاه بر نشریات می‌تواند این ادعا را ثابت کند. ظهور مجلات متعدد سبک زندگی برگرفته از lifestyle های وارداتی، و البته صفحات داخلی نشریات گوناگون و آثار تولید شده در فضای چند رسانه‌ای‌ها، گوشه‌ای از حرکت رسانه‌ها به سمت تجمل‌گرایی و رسیدن احتمالی به زندگی ایده‌آل و زندگی‌برتر و موفقیت بیشتر است. حرکتی که مشخص نیست نهایتا ختم به زندگی برتر و ایده‌آل ختم شود؛ ولی حتما برای کسانی که دست در آتش این رسانه‌ها دارند اسباب موفقیت خواهد بود.

با این تعریف بسیاری از رسانه‌ها هم تبدیل به کالای شیک مدیریتی شدند و این روزها کمتر سازمان و اداره‌ای را می‌توان یافت که رسانه‌ای در گستره‌ای بی ربط به حوزه فعالیت خود نداشته باشد. بی تعارف چنین رسانه‌هایی، کاری جز دمیدن بر آتش اختلاف درون و برون سازمانی و تعریف و تمجیدهای به جا و بی جا از مجموعه مافوق خود ندارند و البته دردی هم از جریان اطلاع رسانی صحیح دوا نخواهند کرد و اصولا در جواب موارد اتهامی دیگران و در برابر نقد و انتقادهای سازنده و مخرب آنان، روش دیگری جز تکذیب نمی‌دانند.

امروزه روز، ادارات و سازمان‌های دینی هم با سرعتی بسیار کمتر، ولی به همان سو در حرکتند. متولیان تبلیغ و نشر معارف دینی و مسببان ایجاد شوق و علاقه دینی در جامعه، خود دچار مدیریت مدرن و امروزی شده‌اند و گاه چنان می‌کنند که مدیران صنعتی یا مدیران اقتصادی و سیاسی عمل می‌کنند. یعنی گاه اینگونه است که تفاوتی میان یک واحد صنعتی و مجوعه‌ای فعال در امور دینی نیست. حال آن‌که در عرصه صنعت، اقتصاد، سیاست و امثالهم، رقابت دلیل بسیاری از برنامه ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌هاست و در عرصه دین رفاقت و همراهی است که نقش اساسی میان مجموعه‌های مختلف را بازی می‌کند. جالب آن‌که قرار است بنا بر وجود حکومت دینی بنای رفتار دیگران نیز بر پایه دین باشد. به هرحال وقتی رفاقت در عرصه فعالیت دینی جای خود را به رقابت داد، بنده کمترین، کاری به عملکرد و رفتار دوست مقابلم ندارم و بنای کارم بر پیشی گرفتن آماری و بیلان کاری از اوست. در این میان رسانه جریان وابسته به این کمترین هم وظیفه پوشش خبری فعالیت‌های مجموعه تحت مدیریتم را دارد و باید جوابگوی دیگران در کم کاری‌ها و ندانم‌کاری‌هایم باشد.

به راستی این روزها چرا بازار تکذیب‌های رسانه‌ای اینقدر گرم است؟

در کارزار رقابت ناسالم آنچه فراموش می‌شود وظیفه است. کاری با وظیفه سازمانی و نهادی نداریم که مقالی دیگر می‌خواد و مجالی دیگر. در آشفته بازار تعریف و تمجید و تایید و تکذیب وظیفه رسانه‌ها از اطلاع رسانی به انتشار بولتن درون سازمانی تقلیل می‌یابد و چنان می‌شود که افتد و دانی...

زمانی که تکلیف و انجام وظیفه در کارها فراموش شود، فعالیت‌های دینی و بالتبع اطلاع رسانی دینی نیز وضع مناسب‌تری نسبت به دیگران نخواهند داشت. با این تفاوت که فلسفه وجودی برخی مراکز دینی، نشر و تبلیغ دین است. به هر حال مدیران به کار خود مشغولند. سوال اینجاست که رسانه‌ها کجای بازار تبلیغ دین هستند؟ چند رسانه دینی داریم که با نگاهی دلسوزانه و از سر تکلیف و دقتی کارشناسانه و برگرفته از دغدغه دینی به وظیفه اطلاع رسانی خود عمل کند؟

در روزگاری که تعداد گل‌های زده و نزده یک بازی نه چندان مهم و تاثیرگذار دنیای فوتبال بارها و بارها از طرق مختلف بررسی و بازبینی می‌شود و رسانه‌های گوناگون اعم از مکتوب و شنیداری و دیداری و البته سایت‌ها و خبرگزاری‌های اینترنتی به دلایل وقوع چنین حادثه مهمی! می‌پردازند؛ چند رسانه وجود دارد که درد دین خود را فریاد کند و دم از گل‌های خورده مدیران و سازمان‌های دینی بزند؟

چند رسانه می‌شناسیم که بدون توجه به جریانات سیاسی و حزبی و فقط بر اساس تکلیف دینی به آسیب‌شناسی فعالیت‌های دینی بپردازد و البته نقاط قوت هر کاری را برجسته و نکات ضعف را گوشزد کتد؟

چند رسانه می‌توان یافت که بدون حب و بغض‌های سیاسی، گروه‌های حاضر در عرصه سیاست را از منظر دین راهنمایی کند و نسبت به رفتار غیر دینی و غیر اخلاقی احزاب و گروه‌ها هشدار دهد؟

چند رسانه داریم که بر اساس اخلاق اسلامی چشم ناظر و هوشیار جامعه دینی باشد و با حساسیت به تعقیب اتفاقات جامعه بپردازد و نگذارد گرد بدبینی و بدانگاری بر روی تصورات دینی جامعه بنشیند و سبب شود بعضی مردم و مسئولان، جامعه اسلامیمان را دین‌گریز و فاصله گرفته از اصول اخلاقی بداند و یا از سوی دیگر با هشدار واقعیت‌ها ابر توهم بعضی دیگر را که باور دارند هیچ خبری از بی‌دینی در میان جوانان و نوجوانانمان نیست برهم زند.

به نظرتان چند رسانه دینی داریم؟

 

مهدی خداجویان

   
Code : 5396

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 1723 تاریخ آخرین بروزرسانی : پنجشنبه، 22 مهر 1389 07:27:09
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®