دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
در شأن من به دُردكشي ظن بد مبر
 
روايتي از آيات 116 تا 119 سوره مباركه مائده

بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمِ

وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ

أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ

قَالَ سُبْحَانَكَ

مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ

إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ

تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي

وَ لاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ

إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ

أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ

وَ كُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ

فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ

وَ أَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

إِن تُعَذِّبْهُمْ

فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ

وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ

فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

وقتی که خدا به حضرت عیسی گفت:

ای عیسی پسر مریم!

تو به مردم گفتی که من و مادرمو به جز خداوندگار به خدایی بگیرید؟

به مردم گفتی که به جای خدا، تو و مادرتو بپرستن؟

ادعای خدایی کردی؟

گفتی به جز خدا ما هم هستیم؟

حضرت عیسی جواب داد:

خدایا!

تو پاکی.

من تو رو به پاکی می‌شناسم.

از هر عیب و نقصی دور می‌دونمت.

منم چیزی که حقم نیست نمی‌گم.

خدا نکنه چیزی بگم که شایسته نباشه.

حق ندارم همچین حرفی بزنم و منم حرفی که حق ندارم نمی‌گم.

اگه گفته بودم که حتمن تو می‌دونستی.

خودت خوب می‌دونی که همچین حرفی نزدم.

تو که از حرفای توی دل منم خبر داری.

هر چیزی که تو دلم بگذره هم می‌فهمی.

همه اسرارمو می‌دونی.

این منم که چیزی از اسرار تو نمی‌دونم.

از ذاتت بی‌خبرم.

هیچ کسی از ذات تو خبر نداره.

هیچ کسی نمی‌تونه از کارت سر در بیاره.

چون فقط خودتی که از همه بیشتر می‌دونی.

تویی که دانای کامل چیزای نهانی.

بیشتر از هر کسی می‌دونی تو دل آدما چه خبره.

تویی که ندیدنیا رو می‌بینی.

من چیزی جز دستوری که بهم داده بودی نگفتم.

همون چیزیو گفتم که خودت بهم گفته بودی.

اگه حرفی زدم همونی بوده که امر کرده بودی بگم.

من گفتم: خدایی که پروردگار من و شماست رو بپرستین.

بهشون گفتم خدا رو عبادت کنین که من و شما رو پرورش داده.

خودت دستور داده بودی که بهشون بگم بندگی کسیو کنن که بزرگمون کرده؛

منم گفتم.

تا وقتی هم که بینشون بودم نگاهشون می‌کردم و شاهدشون بودم.

نگهبانیشونو می‌دادم که بندگیتو بکنن.

شهادت می‌دم که تا وقتی بینشون بودم عبادتتو می‌کردن.

خودم مواظب بودم که از راه بندگیت خارج نشن.

وقتی هم که خواستی منو از این دنیا ببری،

وقتی زمان مردنم رسید،

خودت مراقبشون هستی.

خودت همیشه نگهشون می‌داری، نمی‌ذاری گم شن.

حواست بهشون هست.

مواظبشونی تا گم نشن.

همش نگرانشونی و مواظبی تا اتفاق بدی برای بنده‌هات نیفته.

انقدر بنده‌هاتو دوست داری که هی نگهبانیشونو می‌کنی.

آخه تو همه چیو می‌دونی.

همه چیو می‌بینی.

همه جا هستی و همه چیز جلوی چشماته.

برای همه چیز شاهد و ناظری.

خودت بهترین گواهی برای همه چیزی.

خودت خوب می‌دونی که کی چیکار کرده و چیکار نکرده.

خوب می‌دونی کی بندگیتو کرده و کی از اطاعتت سرپیچی کرده.

اگه به خاطر سرپیچیا و گناهاشون عذابشون بدی حقشونه.

لیاقت کسایی که نافرمانی می‌کنن اینه که تنبیه بشن.

مجازات نتیجه گناهای بنده‌های گمراهه.

ولی بنده‌هات که جز تو کسیو ندارن.

اونایی هم که بی‌راهه رفتن بنده‌های خودتن.

بنده که جز در خونه اربابش جاییو نداره.

اما اگه ببخشیشون، این تویی که محترم و با حکمتی.

شکی نیست که تو بزرگواری هستی که هیچ خللی تو قدرت و خردت نیست.

با همین عزت و حکمتته که بنده‌های گناهکارتو می‌بخشی.

ببخششون.
 

   
Code : 5686

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 1588 تاریخ آخرین بروزرسانی : يکشنبه، 23 آبان 1389 03:19:00
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®