دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
روز زن،20 جمادی الثّانی است نه 8مارچ!
 
یعنی ما این قدر نگون بخت و بی کس و کار شده ایم، که روز ولادت فاطمه ی معصوم نشود روز زن و روزی که «زتکین»ها نام گذاری کرده اند را مفتخرانه روز زن بنامیم؟

به گزارش استوا به نقل از آتی نیوز نویسنده وبلاگ منتقد مستقل در وبلاگش نوشت:ریشه ی نام گذاری این روز به عنوان روز جهانی زن، باز می گردد به حادثه ی هشتم مارس ۱۸۵۷ که در آن، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار شدند. پس از گذشت قریب به ۵۰ سال، خواسته ها به سطح حقوق سیاسی-اجتماعی هم چون حق رأی افزایش یافت. پس از تلاش های رزا زتکین و رزا لوکزامبورگ که مبارز کمونیست و سوسیالیست حقوق زنان بودند، به هدفشان دست یافتند و روزی را با عنوان روز جهانی زن نام گذاردند. هرچند که ابتدا این روز ۱۹ مارچ بود ولی پس از ۱۰ سال و در سال ۱۹۲۱ این روز با این نام در مسکو رسمیت یافت و علنی شد.


آنان که روز جهانی زن را نام نهاده اند، فاطمه نمی خواهند؛ آنان زنی کارگر می خواهند که هم چون مردان کاملاً برابر کار کند و جان بکند. نمی خواهند زن را موجودی دوست داشتنی برای تکریم و تربیت و پرورش ببینند که دامان پاکش، مأمنی گرم برای فرزندانش باشد؛ بلکه دوست دارند تا زن را مرد کنند. منتظریم بشنویم آن روزی را که مردها را هم می خواهند زن کنند.

البته با عناوین دیگر، همین حالا هم مردان گوشواره به گوشی که بدون میک آپ (همان آرایش؛ عرض کردم میک آپ چون اینان باکلاس تر از این حرف ها هستند) بیرون نمی روند، در مهدهای آزادی و گهواره های تمدن نیز دیده می شود. پس باید چشم انتظار شیٌ عجاب های دیگری باشیم. مثلاً روزی که پرچم داران دفاع از حقوق زنان، بگویند که دیگر نمی خواهیم بچه دار شویم؛ مردان بزایند و شیرشان دهند. اصلاً این چه قانونی است که ما باید بچه دار شویم؟ که گفته ما نباید بچه دار کنیم؟! و قس علی هذا.

اگر اینان فاطمه می خواستند، اسلام را در آغوش می کشیدند. پیرو ِ فاطمه، پرورش فرزندش را هم چون استشمام هوا واجب و شیرین می پندارد. خانه داری را کلفتی نمی نامد. بچه داری را للگی نمی خواند. شوهرداری را ذلت نمی داند. شوهرداری در اسلام، فطری و مایه ی تحکیم خانواده است؛ همان طور که زن داری در اسلام، امری فطری و لذت بخش است برای مرد. زن مسلمان آرامش می یابد از این که پیگیر احوالات مردش باشد. مرد مسلمان هم افتخار می کند که بر دستان زنش بوسه زند و خود را بدون او ناقص خطاب کند.

چون حضرت فاطمه سلام الله عليها مستقل از زن نیست و از آن جایی که حضرت فاطمه سلام الله عليها، برترین زن آفریده شده ی خداوند در طول تاریخ است، پس روز حقیقی جهانی زن، روز ولادت حضرت فاطمه سلام الله عليها است. اما از آن جایی که جهان امروز، حق طلب نیست، پس خوش ندارد که روز زن را مصادف با سالروز فاطمه بنامد. به دلیل این که نباید با جهانی که حق را نادیده می گیرد هم نوا شد، پس بر سر حرف خود می مانیم و روز زن را، روز جهانی زن را، روز زنان تمام دنیاها را، روز زنان عالمیان را، روز ولادت حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله عليها می نامیم.

«خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو» را نیز نادیده می گیریم و فریاد بر می آوریم که اگر جهانی دانستن حضرت فاطمه سلام الله عليها عار است و روز ولادت او خوار، پس بهتر است که این خار فرو رود بر چشمان کسانی که تاب نمی آورند تا تنها زن معصوم عالم را الگو ببینند و شایسته ی پیروی. مفتخریم که رسوا شویم به هم رنگ نشدن با جماعت خودمداران.

اگر روز جهانی زنشان را، روز ۲۷ اوت می نامیدند هم راضی بودیم (روز تولد مادر ترزا به سال ۱۹۱۰ میلادی). اگر زنشان مادر ترزا بود، خودمان برایش سالگرد می گرفتیم. اما این نام مبارک، این روز عزیز، با جوهر جنبش های کارگری و به دست رهبرانی کمونیست و سوسیالیست نوشته شده است.

اگر بنا بود که چشممان به دهان امثال کلارا زتکین یا رزا لوکزامبورگ باشد، ما خود شیرین عبادی هایی داریم که می توانند دنیا را از لوس وجود خود بهره مند سازند و نه تنها هیچ ثمره ی حتی مادی هم نداشته باشند، بلکه هزینه ساز نیز شوند.

نمی گویم که روز جهانی زن باید حذف شود؛ بلکه مقصودم این بود که روز جهانی زن برای ما بی اعتبار است. جهان نمی تواند برای ما تصمیم بگیرد که چه روزی روز زن است؛ مگر این که ما به او چنین اجازه ای دهیم و تحت سیطره ی پدیده ی جهانی شدن قرار بگیریم. یکی از راه های گسترش پدیده ی جهانی شدن (همان آمریکایی شدن) از طریق تحمیل نام گذاری های این چنینی و تبلیغ آن به وسیله ی رسانه ها (مخصوصاً اینترنت و شبکه های ماهواره ای) است. ما نمی توانیم بگوییم که هم ادعا داریم که فاطمه پاک ترین زن و مادر است و روز تولدش را به عنوان روز زن و روز مادر می پذیریم و هم بگوییم که روز دیگری را نیز به عنوان روز زن پاس می داریم. این مانند کسی است که دو بار در سال، جشن تولد می گیرد؛ در این حالت این شاعبه ایجاد می شود که آن شخص دچار سردرگمی و پریشانی است و هنوز خودش هم دقیقاً نمی داند که چگونه هویتی می خواهد داشته باشد و چگونه اعتقاداتی. روز زن ما، یک روز ایرانی نیست؛ یک روز اسلامی است. مسلمان ایرانی، دینش مقدم است بر ملیتش.

کارگردان پدیده ی جهانی شدن آمریکا است نه کل جهانیان؛ پس از آن جایی که این روز را هم در آن راستا می دانم، این روز نیز آمریکایی است نه جهانی. البته شاید بتوان نام کشورهایی هم چون آلمان، روسیه و معدودی دیگر را نیز پیرامون سهیم بودن در این روز، اضافه کرد.

فاطمه از قوم عرب است ولی متعلق به عرب نیست؛ فاطمه متعلق به هر زن حق طلبی است که تشنه ی جمال است و کمال. آری بنا نیست که همه مثل ما شوند و البته که نخواهند شد؛ ولی ما نیز نباید مثل آنان شویم. باید هم رنگ حق شد نه هم رنگ جماعت! اتفاقاً اگر همه کس و همه چیز ناحق بگویند، با همه کس و همه چیز مخالفت باید کرد؛ چه جمعاً و چه فرادی.

این روز نیز با نام آمریکا گره خورده است؛ این بستر نیز در نیویورک کلید خورده است. جهانی شدن وقتی است که روز عشاق، نه روز ازدواج علی و فاطمه؛ بلکه ولنتاین است، روز زن نه ۲۰ جمادی الثایه؛ بلکه ۸ مارچ است. بن جهانی شدن، ریشه ی قارچ است؛ آن چنان پهناور می شود که در سرتاپای خود و جامعه مان، عیوب جهانی می بینیم. کاش از این « جهان »، محاسنش نیز به ما می رسید؛ ولی این خاصیت جهانی شدن است که تفاله ها نصیب نیازمند شود و ابرقدرت ها، جهانی تر و فربه تر گردند. اصلاً جهانی شدن نگو؛ آمریکایی شدن بگو!
 

   
Code : 7951

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 4464 تاریخ آخرین بروزرسانی : سه‌شنبه، 17 اسفند 1389 08:38:54
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®