دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
فلسفه امر ونهي الهي
 
گاهي از خود مي پرسيم چرا بايد نماز بخوانيم يا چرا روزه مي گيريم؛ خمس و زكات براي چه بايد داد و امثال اين سوالات. چرا خدا اين قبيل چيزها را واجب كرده؛ آيا خدا نيازي به نماز و يا روزه و حج وخمس و زكات ما دارد؟ و يا چرا برخي چيزها را حرام و ممنوع و گناه اعلام كرده (مانند خوردن گوشت خوك؛ خوردن شراب، گرفتن رشوه و ربا و...)


 

دراين گفتار مختصر به واكاوي و بررسي اين موضوع البته به شكل مختصر و مفيد مي پردازيم:در وهله اول بايد به اين موضوع اشاره و اذعان كنيم كه خداوند هيچ نيازي به انجام عبادات ما مانند نماز و روزه وحج و صدقات و... ندارد و انجام و يا ترك اين قبيل امور هيچ نفع و يا ضرري براي ذات اقدس الهي نخواهد داشت، چرا كه خداوند بي نياز مطلق است.

او ذاتي است كه مستجمع جميع كمالات آنهم به صورت بالفعل و ذاتي و بالضروره (نه عاريتي و امكاني) مي باشد و هيچ جنبه نقص و نياز و كمبود و فقداني ندارد كه بخواهد با چيزي مانند عبادات بندگانش كامل شود از اين روست كه درنمازمان روزي چند بار خداوند را صمد مي ناميم ، يعني ذات مستجمع جميع كمالات كه هيچ جنبه نياز و فقداني دراو راه ندارد و او بي نياز مطلق و ذاتي است. درسوره آل عمران كه دستور حج و اهميت و لزوم رفتن حج را بيان فرمود درانتهاي آيه مي فرمايد: من كفرفان الله غني عن العالمين (1) يعني هر كس از اين دستور سرپيچي كند البته به خدا ضرري ندارد و او از همه كس و همه چيز در كل عالم بي نياز است و يا در سوره ابراهيم آيه 8 مي فرمايد اگر همه روي زمين كافر شوند


فان الله لغني حميد: يعني او بي نياز است (و كفر همه روي زمين به ضرري نمي رساند) همين معنا را حضرت علي(ع) نيز در نهج البلاغه اشاره نموده است و مي فرمايد خداوند همه موجودات را خلق كرد در حاليكه غنيا عن طاعتهم آمنا من معصيتهم از اطاعت و فرمانبرداري آنها بي نياز و از نافرماني آنها در امان بود) لانه لاتضره و معصيته من عصاه و لاتنفعه طاعه من اطاعه يعني نه معصيت گناهكاران به خدا ضرري مي رساند و نه اطاعت مومنان براي خدا سودي دارد (2) و درآيه 177 آل عمران فرمود: آنان كه كفر را بر ايمان ترجيح مي دهند لن يضر الله شيئا يعني ضرري براي خداوند ندارد.


اكنون كه مشخص شد انجام واجبات و عبادات و يا ترك آنها هيچ نفع و يا ضرري را متوجه ذات احديت نمي كند سوال مي شود پس علت و فلسفه انجام واجبات و ترك گناهان و محرمات براي چيست؟ پاسخ اينكه بازگشت و نتيجه همه اين امور به خود انسان است و اين انسان است كه از انجام عبادات و رعايت دستورات الهي سودمند و بهره مند مي شود و عدم رعايت آنها ضررش مستقيما متوجه خود انسان مي شود.

توضيح اينكه انسان تنها موجودي است كه رسيدن به كمالش به عهده خودش وانهاده شده كه مي بايست به صورت اختياري و انتخاب آزاد و آگاهانه مسير تكاملي اش را از ميان هزاران كوره راه و كجراهه و موانع متعدد بخوبي تشخيص بدهد و آن مسير را به صورت ارادي و نه جبري بپيمايد تا بتواند به نقطه اوج كمال ممكن خود برسد و البته خداوند دراين ميان او را مجهز به چراغ عقل و نداي فطرت و وجدان و نعمت هدايت انبيا نمود تا بتواند اين مسير تكاملي را براحتي تشخيص دهد و در آن طي طريق كند بنابراين رعايت دستورات الهي چه در قسمت انجام واجبات و چه در بعد ترك محرمات؛ متضمن رساندن انسان به كمال مطلوب اوست و موجب شكوفايي انسانيت و ارزش هاي انساني و محقق شدن مكارم و فضايل در روح و روان و رفتار انسان مي گردد پس فايده آن عايدي خود انسان است لذا قرآن كريم مي فرمايد:


«ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها: يعني اگر نيكي كنيد بنفع خودتان است واگر بدي كنيد بضرر خودتان است» (3) و يا مي فرمايد «فمن اهتدي فانما يهتدي لنفسه و من ضل فانما يضل عليها» يعني هر كس هدايت شود (و اطاعت دستورات خدا و رسولش را كند) به نفع خودش است و اگر گمراهي را برگزيند به ضرر خودش است(4) و نيز مي فرمايد«اگر عمل صالح پيش بگيريد به نفع خودتان است (15- جاثيه) اگر كفر ورزيد بازگشت كفر به خودتان است (يعني دودش به چشم خودتان مي رود) (39 فاطر) اگر بخل ورزيديد بخل بضرر خودتان است و البته خداوند غني و بي نياز است و انتم الفقرا: در حاليكه فقير واقعي و ذاتي، شما انسانهاييد (سوره محمد- آيه38)


اين قبيل آياتي كه بيان شد رعايت دستورات الهي را به صورت كلي با مسئله سعادت انسانها مربوط ساخت ولي در برخي آيات به صورت جزيي تر و خاص تر به آثار و بركات عبادات و آثار منفي معاصي و محرمات اشاره دارد كه براي نمونه به برخي از آنها اشاره مي كنيم: در مورد نماز فرمود اقم الصلاه ان الصلاه تنهي عن الفحشا و المنكر(5) كه يك علت اقامه نماز (نماز واقعي و حقيقي) را اصلاح جامعه از زشتي ها و پلشتي ها و ناهنجاريها معرفي مي كند و در مورد روزه مي فرمايد ما روزه را بر شما مقرر و واجب كرديم تا موجب ايجاد تقوا در شما گردد(6) و در سوريه توبه آيه106 هدف از اخذ صدقات و زكات را تطهير قلوب و تزكيه نفوس انسانها معرفي فرمود. در روايات اسلامي مي خوانيم كه الصلاه معراج المومن كه اين مي رساند نماز وسيله اي براي تعالي روحي و رواني انسان است و يا مي خوانيم الصلاه قربان كل تقي يعني نماز وسيله نزديكي هر انسان با تقوايي به خداست (دو هدف توأمان ذكر شده:رسيدن به تقواي الهي- وسيله تقرب به خداوند) همين طور است در مورد معاصي و منكرات و حرامها: كه ارتكاب آنها موجب بروز آثار زشت و ناهنجاريها در فرد و جامعه انساني مي گردد و انسان را از مسير انسانيت و ارزشهاي الهي دور مي كند، براي نمونه در مورد شراب و قمار مي فرمايد: از اينها دوري كنيد كه فايده و نتيجه اي جز عداوت و دشمني و بيهودگي و دوري از ياد خدا (يعني همان ارزشهاي الهي) به دنبال ندارد.(7)


بنابراين آثار و نتايج رعايت دستورات الهي اعم از انجام واجبات يا ترك محرمات، بازگشتش به خود انسان است در وهله اول و در مرحله دوم متوجه جامعه انساني مي گردد.


مطلب مهم ديگري كه در ارتباط با فلسفه تشريع احكام (يعني مجموعه حلال ها و حرامها- واجبات و تكاليف- معاصي و محرمات) بايد در نظر داشت مسئله امتحان و سنجش الهي است. مطابق آيات اوليه از سوره عنكبوت ايمان انسانها مورد امتحان و سنجش قرار مي گيرد و اين يك سنت الهي معرفي شده است تا معلوم شود چه كساني ايمان واقعي و حقيقي به خداوند دارند و چه كساني خدا و دين و دستورات ديني را تا آنجا قبول دارند كه با منافعشان سازگار باشد كه البته چنين افرادي در واقع بندگان ثروت و مقام و منافع خودشانند نه بنده خدا. نقل روايتي از امام باقر(ع) در اينجا مفيد است كه آن حضرت در باره وضو مي فرمايد: «وضو دستوري از دستورات خداي متعال است تا به اين وسيله معلوم شود چه كسي اطاعت خدا مي كند و چه كسي راه عصيان در پيش مي گيرد.»(8) پس از اين ديدگاه كه بنگريم يك دليل بسيار مهم در علت تشريع احكام، مسئله سنجش و امتحان ايمان انسانهاست كه معلوم شود چه كساني مؤمن واقعي اند و چه كساني ادعاي ايمان دارند. البته مي دانيم كه مسئله امتحان و سنجش براي اتمام حجت با خود انسان است كه به خود انسان نشان داده شود ايمانش از چه ماهيتي برخوردار است و در چه درجه و مرتبه اي قرار دارد و ارزش و بهاي آن چه اندازه است.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- قرآن كريم. سوره آل عمران آيه79
2- نهج البلاغه خطبه 391 معروف به خطبه همام
3- سوره اسرا آيه7
4- سوره يونس آيه801
5- سوره عنكبوت آيه54
6- بقره- 281
7- سوره مائده آيه09
8- وسايل الشيعه. (جلد اول)


منبع: كيهان
 

   
Code : 8026

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 3274 تاریخ آخرین بروزرسانی : دوشنبه، 23 اسفند 1389 07:15:43
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®